ارسال:  ۲۰ آذر ۱۳۹۳   بازدید: 15862

در میان تپه زارهای مخملین آذربایجان در خاک فرش زردار مغان، افسانه پرشوری بوقوع پیوست که سالیان درازی به شکل فولکوریک سینه به سینه آذربایجانیان نقل گشته است. سارا (سارای) دختر پرشور و شرری بود با مژه هایی بلند و شوخ و نگاههایی نافذ و جذاب. وی با تکیه بر نیروی بزرگ عشق خویش تدبیر شجاعانه ای اندیشید که همین اراده اش، او را در میان افسانه های حیرت آمیز تاریخ آذربایجان قرار داد.


آنگاه که کوزه به دوش از راه باریکه ای به سوی چشمه دهکده پای می گذاشت از بزرگ و کوچک دل هر بیننده ای را به تپش رعد وار می انداخت. با همه این شور و زیبایی او در صبحگاهی عطر آمیز به عصیان دل چوپانی صمیمی از همان اهالی جوابی بس صمیمانه داده بود و از آن پس در قصر آرزوهایش با لباس سپید عروسی خود ، همای سعادت ” خان چوبان ” شده بود.

عشق عریان آنها همچون اسبی سرکش در کناره های رود آرپا در جلگه مغان ، تپه های علف پوش ، باغها و گلها را در می نوردید و به پیش می تاخت. این عشق آتشین و صادق زبانزد همه مردمان روستاهای مغان شده بود.

خان چوبان جوان تنومندی بود با سبیل های با مزه که یک لحظه نیز نی لبکش را زمین نمی گذاشت. وقتی در سایه درختی یا پای چشمه ای می نشست با نی خود سوزناکترین آهنگ ها را می نواخت و در هجران و درد اشتیاق سارا آشکارا می سوخت.

در دیدارهای گه گاه آنها رویاهای شیرین حیاتشان ترسیم می شد و این مسایل هر بار شکل و شمایل زیباتر و بزرگتری به خود می گرفت. اما از شوربختی این دوجوان دلداده همه چیز گویا تصمیم داشت به گونه ای دیگر اتفاق بیافتد. بعد از مدتی کوتاه حکایت عشق آتشین سارا و خان چوبان با دخالت ها و دست درازی یکی از بیگ های منطقه رنگ و بوی تراژدی به خود گرفت و وارد مرحله تازه ای شد. بیگ با دارو دسته خود به روستای محل سکونت سارا آمده و پدر او را مرعوب کرده بود که اگر سارا را با خود نبرد روزگارشان سیاه خواهد شد.
آن زمان دوره خان و خانی بود و هرکس که زر و زور بیشتری داشت در چپاول و غارت مال و ناموس مردم صاحب دست گشاده تری بود. از این رو طبعاً آتش هوس و میل وحشیانه ” بیگ ” به سارا می توانست سرنوشت عشق و حیات آنها را به زیر هاله ای از تاریکی و بدبختی بکشاند.

در این ایام خان چوبان به اقتضای کارش از سارا دور بود. بیگ و اطرافیانش با فرصت طلبی برای بردن سارا به روستا بر آمدند. فضای حزن آلود این اقدام همه را در فکری عمیق فروبرده بود. مسلماً در مقابل تصمیم بیگ هیچ کس را مخصوصاً سارای نحیف و ظریف را یارای مقاومتی نبود. سارا که خود را در مقابل ستمی آشکار می دید نمی توانست خاموش و ساکت بنشیند و خود را به دستان آلوده بیگ بسپارد. به همین خاطر وی با تکیه بر نیروی بزرگ عشق خویش تدبیر شجاعانه ای اندیشید که همین اراده اش، او را در میان افسانه های حیرت آمیز تاریخ آذربایجان قرار داد.

سارا در یک غروب غم انگیز مغان برای رهایی از آن فتنه ستمبار، جسم و قلب بزرگوار و پرشور خود را برای همیشه به ” آرپاچایی ” یا همان رود ناآرام ” آرپا ” سپرد تا دنیا شاهد شهامت و بزرگی انسانهای پاک و با شرافت باشد.

امواج آرپا چایی، سارای زیبا را همانند دسته گلی روی دستهای خود برد و بدین ترتیب دفتر عشق ناکام دیگری بسته شد و از میان رفت. بعدها شاعری از دیار ارسباران آذربایجان، ابوالقاسم نباتی در میان چندین بند شعر تراژیک ، گوشه ای از این حکایت را چنین بیان نمود :


آرپا چایی آشدی داشدی * سئل سارانی آلدی قاشدی
رود آرپــــــــــا طغیان کــــــــــــرد و ســـــــیل سارا را با خود بـــرد

جوت باجی نین گؤزو یاشدی * آپاردی سئللر سارانـــی
چشم های خواهر دوقلویش پر از اشک است، سیل سارا را برد

بیـــــــــــر آلا گوزلی بالانی
یک دختر با چشمهان شهلا را

گئدین دئیین خان چوبانا * گلمه سین بــو ایـــــل موغانا
بروید و به “خـــــــان چوپان” بگویید امســـــــــال به مغان نیاید

گلــــــــسه باتار ناحـــــق قانا * آپاردی سئللر ســــارانی
اگر بیاید به خون نا حق آغشته میشود، سیل سارا را برد

بیـــــــــــر آلا گوزلی بالانی
یک دختر با چشمهان شهلا را

آرپا چایی درین اولماز* آخار ســـــــــولار ســـرین اولماز
رود آرپا عمیق نیست، آبهایی که از آن جاری میشود سرد نیست

سارا کیمی گلین اولماز * آپاردی سئللـــــر ســــــارانی
هیچ عروسی مانند سارا نیست، سیل ها ســـــــــــارا را بردند

بیـــــــــــر آلا گوزلی بالانی
یک دختر با چشمهان شهلا را

 

ونیز:

سارا بیر آیدی بیزیم اللره آیسز گجه لر ----------------- بیر اوجا سسدی قولاق وئر اونا هایسز گجه لر

سارا بیر باغدی طبیعتدن آلیب قول بوداقی ----------------- بیر شیرین ماهنیدی یانلیزاوخیار ائل دوداقی

سارا بیر قیزدی سودان سورمه چکبپ گوزلرینه ----------------- جان دییب بیرده اورکدن آرازین سوزلرینه

سارا سئودا ایله دونیانی آنان بیر قیزدی ----------------- او قارانلیق گئجه نی آیدین ائدن اولدوزدی

سارا سودا ایله دونیانی آنان بیر قیزدی ----------------- سارا غملر اوجاقیندا آلیشان بیر کوزدی

بیر نجابتلی گلین دیر ائله آسلان سایاغی ----------------- قویمادی قار ائده دنیاسنی چاقال ایاقی

اوزونی آتدی سئله اوزگنی حیران ائلدی ----------------- اویانان شمعینی پروانیه قربان ائله دی

قوشولوب سللره گتدی آنا یوردون ساراسی ----------------- قالدی شیرین اورگینده یئنه فرهاد یاراسی

باغلادی ساچلارینی قویمادی بیگانه گوره ----------------- آنا یوردون قیزی وئرمز ساچین هر کیمسه هوره

گلین اولدی آرازا اوردا تویون توتدی سارا ----------------- سوئله دی اوردا اورک سوزلرینی نازلی یارا

آراز آغلار گوز ایله آلدی سارای اللرینی ----------------- دارادی ائل قیزینین بیرده قارا تللرینی

گتدی گوزلردن اوزاق دوشدی ائلین بیردنه سی ----------------- گورمدی خان چوبانین آیریلیقین سون نفسی

سارا گوز لر دن اوزاق دوشسده ایتمز اثری ----------------- بیر یاراق تک سوزونون واردی هله چوخ کسری

 

 

دانلود آهنگ سارای

 

 


نام : تک پر      تاریخ ارسال : ۸ اسفند ۱۳۹۳
سلام واقعا ایولا داری دمت گرم که بیشتر اهنگ های اذری رو تو وبلاگت داری .من این فیلم رو فکر میکنم 12سالی میشه که ندیدم ولی هنوز تکه هایی از این فیلم و این افسانه یادم هست.
نام : اسکندر      تاریخ ارسال : ۸ اسفند ۱۳۹۳
کاش یه جای خلوتی بود یک دل سیر گریه می کردم...
نام : مهدی      تاریخ ارسال : ۲۸ فروردین ۱۳۹۴
یاشا گوزلده
نام : خلیل      تاریخ ارسال : ۲۳ مرداد ۱۳۹۴
ساغول یولداش آراز آهنگین من آختاریردیم اما سارایین فیلمین واریم به هر حال چوخ ساغول
نام : کاظم جبراییلی      تاریخ ارسال : ۱۷ آبان ۱۳۹۴
یا شاسین هر قیه هر داش یاشا سن ای یولداش
نام : Elay      تاریخ ارسال : ۳۱ فروردین ۱۳۹۵
Man istiram bilam bu afsana di ya vageyatdi mana bi komahlix elia bilasiiz
نام : باران      تاریخ ارسال : ۲۴ تیر ۱۳۹۵
سلام خیلی عالی بود تشکر ، اگه میشه در مورد افسانه کوراوغلی هم مطلب بذارید
نام : maedeh      تاریخ ارسال : ۲۸ آبان ۱۳۹۵
khob bod...!vali b nzrm yekam to tosif giafe ya chizaye dige mobalege krdin:/
نام : هديه      تاریخ ارسال : ۲۷ آذر ۱۳۹۵
ميشه بگيد اسم خواننده اين شعر زيبا رو؟
نام : علیرضا      تاریخ ارسال : ۱۸ خرداد ۱۳۹۶
سلام این فیلم عشق پاک مردم آذربایجان رو نشون میده و وفاداری دختر تورک رو ان شاء الله که همه ی پسرای آذری یه چنین عشق پاکی قسمتشون بشه,امتحان سیالات دارم دعام کنید بابت مطالب عالی سایت ممنون.

تعداد نظرات : 10


   

 
 



آذربایجان

درباره تبریز

ریشه نام آذربایجان

سونآی والنتاین آذربایجانی ها

معرفی هنرها و صنایع دستی

تاریخ ترکان ایران

ترانه های فولکلور آذربایجان

فولکلور چیست؟

افسانه سارای

آراز آراز خــــــــان آراز

بو قـــــالا داشلی قـــــالا

سودان گلن سورمه لی قیز

آیریلیق

راز ترانه محبوب ساری گلین

اوجا داغلار باشيندا جيران بالالار

قره گیله

آذربایجان مارالی

لاله لر

گوله بتین

اولماز... اولماز...

کوچه لره سو سپمیشم

ریحان

آی بری باخ

سکینه دای قیزی نای نای

یاشا یاشا آذربایجان

جیران منه باخ باخ

نه قالدی ؟ کیمه قالدی؟

منی آتـدین آی قیــــز آی قیــــز آتشه

یالقیزام یالقیز

بلبل لر اوخور

لبی شیرین

گجلر اوزون گجلر سن سیز

بالا زر خانیم

قیزیل گولومون رنگی نیه سارالدی

مبارک باده

باغا گیردیم اۆزۆمه

سن‌سیز

شافتالیلار جالاندی

حاجی ملی قیزی

تئلَئریوی یان دارا قیز

خاطیرا منی

گیردیم یارین باغچاسینا

عزیز دوستوم

آ داغلار اوجا قوجا داغلار

مفاخر آذربایجان

سید محمدحسین شهریار

استاد محمد تقی جعفری

پروین اعتصامی

نصیر پایگذار

صمد بهرنگی

جبار باغچه‌بان

مجید صباغ ایرانی (یالقیز)

محمد فضولی

موزه های تبریز

موزه آذربایجان

خانهٔ مشروطه

موزه استاد شهریار

موزهٔ تاریخ طبیعی تبریز

موزهٔ قاجار

موزه سفال تبریز

موزه سنجش

موزه قرآن و کتابت

موزه عصر آهن

موزه ارامنه

مراکز تاریخی و باستانی

شاهگلی

کاخ شهرداری تبریز

مقبرةالشعرا

بازار تبریز

دریاچه مارمیشو

آبشار آسیاب خرابه

ربع رشیدی

ترانه های آذری

گل، گل جیرانیم

کور عرب ماهنیسی

زبان مردم آذربایجان

زبان ترکی

الفبای لاتین ترکی آذربایجانی

آموزش زبان ترکی آذربایجانی - حروف صدادار 1

بایاتی لار

بایاتی

بادا گئتدی

شیرین دیللری

آنا

سني منده‌ن ائده‌نين

یار گؤزو

آغلاما

بولود

گئتدی

غریب

مَرد اوغول

دردلی

آییردیلار

اینجی دی

لالایی های آذربایجان

شیرین شیرین یات آی بالا ( لای لای )

لای لای دئدیم یاتاسان

نگاهی به لالایی در زبان، فرهنگ و فولکلور آذربایجان

آتام توتام من سنی

ضرب المثل ترکی آذربایجانی

دورده دورده دده دوه

آت آلماغا جاهال یوللا،قیز آلماغا قوجانی

آتی آت یانینا باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار

یامان گونون عمرو آز اولار

چالما قاپیمی ، چالارلار قاپیوی

اؤزی ییــخیــلان آغــلامـــاز

تبریز قدیم

مستندی از تبریز قدیم

تبریزله گؤروش

محلات قدیم تبریز

امیرخیز

اولین ها ی تبریز

چرا به تبریز شهر اولین‌ها می‌گویند؟

صنعت چاپ

تربیت ، اولین کتابخانه عمومی و دولتی ایران

آتش نشانی

اولین ترجمه فارسی کتاب در ایران

اولین رمان ایرانی

اولین سینمای ایران

اولین کارخانه برق در ایران

آغازگر عکاسی ایران ، ملک قاسم میرزا

اولین ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس (چاو)

اولین موسسه غیر دولتی خیریه – نوبر تبریز

خانه های تاریخی تبریز

خانه حیدرزاده

خانه سلماسی

کلیه حقوق مرتبط با این سایت متعلق به سایت سان پلاس می باشد.
Designed By KhorshidCo.ir