ارسال:  ۲۹ مهر ۱۳۹۶   بازدید: 503

میرزا فتحعلی آخوندزاده (آخوندوف) نمایشنامه‌نویس آزادی‌خواه آذربایجانی ایرانی‌تبار دورهٔ قاجار بود. او را از پیشگامان جنبش ترقی‌خواهی و ناسیونالیسم ایرانی می‌دانند. اندیشه‌های او بر اندیشمندان جنبش مشروطیت ایران از جمله میرزا آقاخان کرمانی، میرزا ملکم خان، طالبوف ، میرزا آقا تبریزی و دیگران بسیار تاثیر گذاشت.

 


آخوندزاده اولین سازندهٔ قالب‌های امروزی نمایش در مشرق زمین است. او همچنین جزو نخستین کسانی است که به موضوع زن و مشکلات زنان ایرانی در آثارش می‌پردازد. هرچند او در نمایشنامه‌هایش به مساله آزادی و مشکلات زنان می‌پردازد اما راه حلی برای نجات آنان ارائه نمی‌کند. تمایل به روشنگری، هجو سنت و ستایش از جلوه‌های تجدد از مضامین اصلی نمایشنامه‌های او بود.
یکی از آثار شایان توجه آخوندزاده داستانی است به نام ستارگان فریب خورده یا حکایت یوسف شاه سراج که در تاریخ 1857 م ( 1273 هـ .ق ) نوشته شده است.
زمان وقوع داستان مقارن است با سلطنت شاه عباس بزرگ، از پادشاهان صفوی و موضوع آن از یک واقعه ی تاریخی درباره ی مرد زین سازی که موقتاً به شاهی رسیده، اقتباس گردیده است. توضیح آنکه در سال هفتم پادشاهی شاه عباس، ستاره ی دنباله داری در آسمان پدید آمد و منجمان پیشگویی کردند که ظهور این ستاره نشانه تغییر یا مرگ پادشاهی از سلاطین زمان است و جلال الدین محمد یزدی، منجم باشی شاه، چنین چاره اندیشید که شاه چند روزی از سلطنت کنار گیرد و کسی را که محکوم به مرگ باشد، به جای خود بنشاند. پس یوسفی نامی ترکش دوزرا، که پیرو یکی از طوایف ضاله اسلام موسوم به نقطویه بود و به تناسخ و دیگر مبانی کفر آمیز اعتقادداشت، لباس شاهی برتن کرده تاج برسر نهادند و به تخت نشاندند و شاه در برابر او به خدمت ایستاد و او سه روز (از پنجشنبه تا بامداد روز یکشنبه دهم ذیقعده سال 1001 ) بدین صورت پادشاهی کرد و روز دهم ذیقعده او را به دار آویختند و تیرباران کردند و شاه به سریر سلطنت بازگشت.
غرض مؤلف از این داستان بیان ظلم و استبداد شاه، نادانی و چاپلوسی وزرا، رجال، روحانیان و حاشیه نشینان دیگر و توضیح این مطلب است که باعث ویرانی ایران محتشم و زبونی « دولت علیه » همانا امنای دولت و علمای عظام و وزرای ذوی العز و الاحترام بوده اند. وزرا و ارکان دولت با بیانی چاپلوسانه در حضور شاه می کوشند اعمال پست و ابلهانه خود را هنر بزرگ و خدمت شایسته ای جلوه دهند. وزرای شاه با وقار و تمکینی که در خور مقام و منصب آنهاست، از لزوم دفع بلای عظیم ستارگان سخن می گویند. سردار زمان خان، وزیر جنگ، خود را « پیر سگ آستانه علیه » می خواند و برای اینکه عقل و تدبیر فوق العاده خود را به رخ شاه و درباریان بکشد، از حمله سپاهیان عثمانی به خاک ایران، که اصلاً مربوط به مطالب نیست، سخن به میان آورده.
میرزا محسن وزیر مالیه، که خود را « پای انداز خزانه عامره » می نامد، معاش مأموران دولت را قطع می کند تا خزانه را پر کند و این را هنر بزرگی برای خود می شمارد. آخوند صمد ملاباشی، که در چاپلوسی و دورویی پای کمی از وزیران و رجال مملکت ندارد، شاه را دعا و نثا می کند و از خدمات خود در رد مذهب تسنن و ترویج کیش تشیع لاف می زند.
اما در مقابل این گروه طفیلی یوسف سراج سیمای مثبتی است. یوسف همین که به سلطنت می رسد تغییرات کلی در دستگاه دولت می دهد و پیش از همه، ادارات را تصفیه و وزرای نادان و متملق را از کار برکنار می کند و به جای آنان مردان کارآمد و خردمند می گمارد. پس از آن شغل و وظیفه ی منجم باشی را به کلی لغو می کند و جزاها و سیاست های وحشیانه، مانند طناب انداختن، شقه کردن، گوش و بینی بریدن و چشم کندن را از میان برمی دارد و فرمان می دهد که کسی را نباید و نمی توان بدون محاکمه و رسیدگی مجازات کرد. در تمام کشور محاکم عدالت برپا می کند و به حکام و فرمانروایان ولایات دستور می دهد که با مردم خوش رفتاری کنند.
یوسف شاه برای بهبود وضع مردم ایران، که در زیر بار مالیات های سنگین جان می کنند، قوانین مالیاتی جدید وضع می کند، از میزان مالیات ها می کاهد و مأخذ مالیات را بر شهرنشینان ده درصد و برمردم روستایی پنج درصد قرار می دهد. خدمتانه، سرانه، پای انداز، عوارض دیگر، خمس، زکات، مال امام و مانند آنها را لغو می کند و امور مالیاتی را به دست کسان مورد اعتماد می سپارد. راه ها و پل ها را تعمیر می کند، کاروانسراها بنیاد می نهد، در نقاطی که از حیث آب در زحمت اند جوی های آب روان می کند و در شهرستان ها، مکتبخانه و بیمارستان ها می سازد ... .
به طور خلاصه یوسف شاه در این داستان رجل سیاسی و مرد مصلح بزرگی است که با برنامه وسیعی دست به کار زده و مؤلف در چهره او ایده آل اصلاحات اجتماعی و فرهنگی خود را نمودار ساخته است.
در این حکایت خواص و صفات هرکس بارز و مشخص و قیافه ها همه طبیعی و زنده و جاندار است و هر یک از قهرمانان نماینده واقعی و حقیقی صنف خود هستند. حوادث داستان خوب هم پیوسته و هر حادثه ای حادثه دیگر را به دنبال می کشد. در نگارش کتاب طنز و هزل تند و نیشداری به کار رفته و نویسنده در مورد هیچ کس گذشت و اغماض روا نداشته است.



نظری برای این مطلب ثبت نشده است


   

 
 



آذربایجان

درباره تبریز

ریشه نام آذربایجان

سونآی والنتاین آذربایجانی ها

معرفی هنرها و صنایع دستی

تاریخ ترکان ایران

ترانه های فولکلور آذربایجان

فولکلور چیست؟

افسانه سارای

آراز آراز خــــــــان آراز

بو قـــــالا داشلی قـــــالا

سودان گلن سورمه لی قیز

آیریلیق

راز ترانه محبوب ساری گلین

اوجا داغلار باشيندا جيران بالالار

قره گیله

آذربایجان مارالی

لاله لر

گوله بتین

اولماز... اولماز...

کوچه لره سو سپمیشم

ریحان

آی بری باخ

سکینه دای قیزی نای نای

یاشا یاشا آذربایجان

جیران منه باخ باخ

نه قالدی ؟ کیمه قالدی؟

منی آتـدین آی قیــــز آی قیــــز آتشه

یالقیزام یالقیز

بلبل لر اوخور

لبی شیرین

گجلر اوزون گجلر سن سیز

بالا زر خانیم

قیزیل گولومون رنگی نیه سارالدی

مبارک باده

باغا گیردیم اۆزۆمه

سن‌سیز

شافتالیلار جالاندی

حاجی ملی قیزی

تئلَئریوی یان دارا قیز

خاطیرا منی

گیردیم یارین باغچاسینا

عزیز دوستوم

آ داغلار اوجا قوجا داغلار

مفاخر آذربایجان

سید محمدحسین شهریار

استاد محمد تقی جعفری

پروین اعتصامی

نصیر پایگذار

صمد بهرنگی

جبار باغچه‌بان

مجید صباغ ایرانی (یالقیز)

محمد فضولی

موزه های تبریز

موزه آذربایجان

خانهٔ مشروطه

موزه استاد شهریار

موزهٔ تاریخ طبیعی تبریز

موزهٔ قاجار

موزه سفال تبریز

موزه سنجش

موزه قرآن و کتابت

موزه عصر آهن

موزه ارامنه

مراکز تاریخی و باستانی

شاهگلی

کاخ شهرداری تبریز

مقبرةالشعرا

بازار تبریز

دریاچه مارمیشو

آبشار آسیاب خرابه

ربع رشیدی

ترانه های آذری

گل، گل جیرانیم

کور عرب ماهنیسی

زبان مردم آذربایجان

زبان ترکی

الفبای لاتین ترکی آذربایجانی

آموزش زبان ترکی آذربایجانی - حروف صدادار 1

بایاتی لار

بایاتی

بادا گئتدی

شیرین دیللری

آنا

سني منده‌ن ائده‌نين

یار گؤزو

آغلاما

بولود

گئتدی

غریب

مَرد اوغول

دردلی

آییردیلار

اینجی دی

لالایی های آذربایجان

شیرین شیرین یات آی بالا ( لای لای )

لای لای دئدیم یاتاسان

نگاهی به لالایی در زبان، فرهنگ و فولکلور آذربایجان

آتام توتام من سنی

ضرب المثل ترکی آذربایجانی

دورده دورده دده دوه

آت آلماغا جاهال یوللا،قیز آلماغا قوجانی

آتی آت یانینا باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار

یامان گونون عمرو آز اولار

چالما قاپیمی ، چالارلار قاپیوی

اؤزی ییــخیــلان آغــلامـــاز

تبریز قدیم

مستندی از تبریز قدیم

تبریزله گؤروش

محلات قدیم تبریز

امیرخیز

اولین ها ی تبریز

چرا به تبریز شهر اولین‌ها می‌گویند؟

صنعت چاپ

تربیت ، اولین کتابخانه عمومی و دولتی ایران

آتش نشانی

اولین ترجمه فارسی کتاب در ایران

اولین رمان ایرانی

اولین سینمای ایران

اولین کارخانه برق در ایران

آغازگر عکاسی ایران ، ملک قاسم میرزا

اولین ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس (چاو)

اولین موسسه غیر دولتی خیریه – نوبر تبریز

خانه های تاریخی تبریز

خانه حیدرزاده

خانه سلماسی

کلیه حقوق مرتبط با این سایت متعلق به سایت سان پلاس می باشد.
Designed By KhorshidCo.ir